درباره این مطلب
    جهت ارسال این مطلب به دوستانتان لطفا آدرس ایمیل خودتان به همراه آدرس ایمیل گیرنده را در فرم زیر وارد کنید و کلید ارسال را بزنید.

    در صورتیکه قصد ارسال مطلب به بیش از یک نفر را دارید آدرس ها را با کاما (,) از هم جدا کنید.
    ایمیل فرستنده

    ایمیل گیرنده

    توضیحات


سلامت روان

تاگور اندیشمند هندی  : « تمدن بشری نتیجة استفاده درست از اوقات فراغت است »

 

·سلامت روان چيست و چگونه حاصل مي‌ شود؟

شادابی، نشاط، لذت بردن از زندگي و هدفمندي مستلزم داشتن شخصيت سالم است.  برای دست یابی به سلامت روان لازم است با معيارهاي سلامت روان و تطابق آن با ويژگي‌ هاي شخصي، تعامل با ديگران و محيط اطراف آشنا شویم، آنگاه با این آگاهی  مي ‌توانيم تا حدودي عوامل آسيب ‌زا به شخصيت سالم را شناسايي کرده و با اصلاح آن ها براي بهره‌ مندي از يک شخصيت سالم تلاش کنيم.سلامت روانی، نياز و خواسته ي همه انسان ها است و همه­ ي ما تلاش مي ‌کنيم که براي برقراري ارتباطات سالم، شخصيت ‌هاي سالمي در زندگي انساني پيدا کنيم.

افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل مي‌ کنند، از قيد و بندهاي گذشته آزاد هستند و از نيروهايي که آن ها را هدايت  مي‌ کنند، کاملا آگاه هستند و مي ‌توانند بر آن ها چيره شوند. جنبه ي اساسي و ريشه ‌اي شخصيت انسان را مقاصد سنجيده و آگاهانه، اميدها و آرزوهاي وي تشکيل مي ‌دهند. اين اهداف در واقع انگيزه ي شخصيت سالم قرار مي‌ گيرند و بهترين راهنما براي فهم رفتار کنوني انسان هستند. وجود انسان در حقيقت انتخاب، هدف‌ هاي دراز مدت و استوار است و اين فاکتور مهم، انسان را از حيوان، کودک را از سالمند و نيز در اکثر موارد، ‌شخصيت سالم را از بيمار متمايز مي‌ کند. .انسان‌ هاي سالم نياز مداومي به تنوع، ‌احساس و تعامل سازنده ، مثبت و تازه دارند. کارهاي روزمره و عادي را در زمان فراغت کنار  مي‌ گذارند و در جست و جوي تجربه‌ هاي تازه هستند .آن ها همدل هستند و همدردی مي‌ کنند و چيزهاي تازه کشف مي ‌کنند. همه ي اين فعاليت‌ ها ايجاد سازندگی مي ‌کند و در هر صورت تنها از راه تجربه ‌ها  است که بشر مي ‌تواند احساس بالندگي کند. گسترش مفهوم خود، ارتباط صميمانه خود با ديگران، امنيت عاطفي، ادارک واقع بينانه، مهارت ها و وظايف، عينيت بخشيدن به خود و فلسفه يگانه سازندگي، از ویژگیهای شخصيت سالم هستند. شخصيت، خواه سالم و ناسالم با فرهنگ تعامل دارد. در نتيجه سلامت روان بيش از آن که امري فردي باشد، يک مساله اجتماعي است. شخصیت ناسالم در تعاملات خود دشمني، بدگماني و بي ‌اعتمادي مي ‌آفريند و مانع از رشد کامل روابط مثبت انسانی مي‌ شود. در مقابل شخصیت سالم،  در تعاملات، به خود امکان مي ‌دهد که به دیگران عشق بورزد، بارور، کارآمد و خلاق باشد و قوه تعقل و عينيت خود را بارور و نيرومند سازد. شخص سالم، ‌رويدادهاي محيط را با استفاده از روش هايي تعبير و تفسيرمي‌ کند که به احساس خوب يا اميدواري مي ‌انجامد و او را قادر مي ‌سازد که براي حل مسائل زندگي خود، مهارت هاي خاصي را به کار برد.

  از سوي ديگر، ‌سلامتي نه فقط به فقدان بيماري و نقص عضو، بلکه به حالت رفاه کامل جسمي، رواني و اجتماعي اطلاق   مي ‌شود. فردي که از سلامت رواني برخوردار است، ضمن احساس راحتي و آسايش، قادر است در اجتماع به راحتي و بدون اشکال به فعاليت بپردازد . بر همين اساس سلامت رواني و بدني لازم و ملزوم يکديگر هستند. تفاوت رفتارهاي عادي و غيرعادي يک امر درجه بندي شده است. بنابراين براي دسترسي به سلامت رواني بايد بپذيريم که ما در انتخاب رفتار خود، آزاد هستيم.

 سلامت رواني هم حالات عاطفي و هم شرايط ذهني ، يعني هم احساسات و هم افكار ما را در بر مي گيرد. سلامت عاطفي معمولاً به احساسات و زير و بم هاي روحيه افراد اشاره مي كند. شما ممكن است احساس كنيد كه غمگين، شاد، نگران، هيجان زده، شكست خورده، يا در اوج كاميابي هستيد. افراد برخوردار از سلامت عاطفي با احساسات و حالات دروني خود در تماس هستند و مي توانند به وجود آنها اذعان كنند يا آنها را بروز دهند. بنابراين سلامت رواني، توانايي شما را در درك واقعيت ها، همانگونه كه هست و پاسخ دادن به چالش هاي آن و در پيش گرفتن تدابير و شيوه هاي خردمندانه براي زندگي كردن، توصيف مي كند. فرد برخوردار از سلامت رواني بر آن نيست كه از فشارهاي زندگي بپرهيزد بلكه مي كوشد با   واكنش­هاي خود نسبت به اين عوامل، آنها را بشناسد، بپذيرد و برآن ها چيره شود بطوري كه امكان تداوم زندگي وجود داشته باشد. با توجه به این مطالب می­توان ملاك هاي سلامت روان شامل موارد زیر بدانیم :

  • توانايي انجام وظيفه و اجراي مسئوليت هاي شخصي
  • توانايي برقراري رابطه با ديگران
  • برداشت واقع بينانه از انگيزه هاي ديگران
  • تفكر منطقي و خردمندانه
  • تلاش در جهت سلامتي
  • انعطاف پذيري و قدرت تطابق باشرايط گوناگون
  • معني دادن به زندگي
  • درك اين نكته كه خود فرد مركز جهان نيست.
  • عشق و محبت نسبت به ديگران
  • داشتن توانايي كمك به ديگران يا ارتباط برقراركردن با آنان، به دور از خودخواهي
  • داشتن احساس رضايت بيشتر در روابط نزديك با ديگران
  • حس تسلط بر ذهن و جسم كه فرد را قادر مي سازد براي ارتقاي سلامت خود شيوه­هاي مناسب برگزيند و تصميم هاي مقتضي اتخاذ كند.

بنابراین سلامت روانی به معنا نبود مشکلات و کمبود نیست، بلکه به معنای پذیرش زندگی، چیره شدن بر مشکلات و تداوم زندگی با خود و دیگران است.

                                                                                                                                 علی سلیمانی

 درمانگر بالینی مرکز مشاوره مهرآفرین

ارسال نظر
تنها اعضای سایت قادر به ارسال نظر برای مطالب هستند. جهت ورود و عضویت در سایت کلیک کنید.

آخرین نظرات کاربران