
احساساتی شدن چیزیست شایع و تحقیقات نشان داده برای انسان مفید هم هست. غمگین بودن قسمتی طبیعی از احساسات است که انسان ها معمولا آن را حس می کنند.
این حس معمولا در کل زندگی و زمانی که اتفاقات غم انگیز رخ می دهد خود را نمایان می کند.
اما اگر برای مدت زمانی طولانی درگیر ناراحتی بودید و نتوانستید خود را از آن رها کنید، ممکن است فکری به ذهنتان بیاید: افسرده شده ام؟ اگر می خواهید بدانید حالتتان چیزی بیشتر از یک ناراحتی ساده است یا خیر با من در این مقاله همراه شوید.
ناراحت بودن به چه معناست
غم و اندوه را می توان به موقعیتی استناد داد، مثلا به این شکل: من ناراحتم چون با دوستم دعوا کردم، پدر بزرگم مرده، شغلم را از دست دادم. می بینید این می شود ناراحتی چون دلیلش مشخص است و می توان گفت چرا این حس را داریم.
تمام موقعیت هایی که گفته شد می تواند فرد را در شرایط سختی قرار دهد. اما اگر بتوانید کم کم امید را پیدا کنید و مطمئن باشید مشکل به مرور حل خواهد شد، می توان گفت شما ناراحتی را تجربه می کنید، یکی از احساساتی که شما را تبدیل به یک انسان کرده. ( نکته جانبی: هیچ وقت از کمک خواستن به منظور بیرون آمدن از شرایط ناراحت کننده ای که می گذرانید خجالت نکشید، چه یک ناراحتی ساده باشد چه مشکلی بزرگتر ).
نشانه دیگر غم و اندوه؟ حتی در عمیق ترین نقط مشکلی که دارید می توانید گاهی از رنجی که می کشید غافل شوید و حواستان به چیزی دیگر برود. می توانید راهی پیدا کنید تا از ناراحتی جدا شوید، مثلا با دوست خود بیرون بروید، به ورزش مورد علاقه تان بپردازید و یا یک فیلم خنده دار تماشا کنید.
این بدان معنی نیست که ما به ناراحتی اعتقاد نداریم. ناراحتی مربوط به از دست دادن یک عزیز، بیکاری، برآورده نشدن نیازها، شکست عشقی، و … می توانند بسیار شدید باشند و بیش از یک هفته ادامه پیدا کند.
بعلاوه احساسات منفی همراه با سندروم پیش از قاعدگی نیز حقیقت دارد. خانم ها مخصوصا در سنین ۱۸ تا ۳۵ سالگی معمولا دچار اختلالاتی در خلق و خوی خود بر اثر این سندروم می شوند – احساس ناراحتی، خستگی، اضطراب و گاهی خشم – این حالات یک یا دو هفته پیش از قاعدگی خود را نشان می دهند، و وقتی عادت ماهیانه شروع می شود با خود می گویند: آها، به خاطر همین بود که حساس شده بودم.
با همه این اوصاف ناراحتی بالاخره تمام می شود و دوباره ریکاوری می شوید، احساسات منفی کم کم محو شده و حس می کنید که بهتر، سبک تر، و حتی شادتر هستید.
وقتی بیش از یک ناراحتی عادی است
از سوی دیگر افسردگی ماندگار است، یک مشکل روحی طولانی مدت که روی زندگی روزمره تاثیر می گذارد. هرکس این حالت را تجربه می کند بلافاصله تفاوت آن با یک ناراحتی عادی را متوجه می شود.
افسردگی جنبه های بیشتری از سلامت و عملکردمان را تحت تاثیر قرار می دهد. درست مانند ناراحتی، یک اتفاق دردآور می تواند باعث شروع افسردگی شود، اما بر خلاف ناراحتی عادی، افسردگی بیشتر بر روحیات تاثیر می گذارد و فرد را ناتوان می کند.
افرادی که به افسردگی مبتلا هستند ممکن است این موارد را تجربه کنند:
- کم انرژی بود
- خستگی بدنی
- مشکل در تمرکز
- کاهش میل جنسی
- احساس پوچی، ناراحتی و گناه
- فاصله گرفتن فردی از دیگران
- تغییر در خواب و اشتها
- فکر به خودکشی
- کج خلقی
- حرکت و صحبت کردن با کندی
وقتی احساس ناراحتی پخش می شود افسردگی خود را با این حالات نشان می دهد که در صورت مشاهده باید به فکر درمان بود.
خیلی باید مراقب احساس نا امیدی و ناتوانی بود، چون در میان افراد افسرده بسیار شایع است. در چنین وضعیتی فرد امیدی به آینده ندارد، و فکر می کند حالش بهتر نخواهد شد، خلاص شدن و نادیده گرفتن این افکار منفی نیز کار بسیار دشواری است.
افسردگی ممکن است در سطوح مختلفی اتفاق بیفتد، در حالت خفیف فرد دائما احساسی منفی یا غمگین دارد. اگر متوسط رو به شدید باشد، شروع به تاثیر گذاشتن روی زندگی روزمره می کند. ممکن است سخت از رخت خواب بیرون بیایید، خانه را تمیز کنید، لباس بشویید، و به امور درسی یا کاری خود برسید.
با اینکه افراد ناراحت دوست ندارند از جای خود بلند شوند و به سرکار بروند، اما باز هم این کار را می کنند. اما یک فرد افسرده به هیچ وجه از جای خود بلند نمی شود مگر اینکه در خطر باشد ( مثلا ممکن باشد از کار اخراج شود ). وقتی ناراحتید همچنان با دوستان خود بیرون می روید، اما وقتی افسرده باشید ممکن است تماسها و پیامک های آنها را به کلی نادیده بگیرید.
بحث ادامه دارد ...