
آیا تا به حال خود را بیش از حد به چیزی ، شخصی یا جایی وابسته دیدهاید؟ اینکه به شخص یا چیزی آنقدر وابسته باشیم که ترک کردن آن برایمان امکانپذیر نباشد یا حتی فکر کردن به کنار گذاشتنش در ما ایجاد وحشت و هراس به وجود آورد؟ اما به راستی چیست که ما را اسیر میکند؟ چرا باید به رغم تمام شایستگیها و ارزشمندیهایی که در وجود خودمان است به شخص یا چیز دیگری رو بیاوریم و بدون او احساس حقارت ، کمبود و نومیدی کنیم؟ چرا وقتی میخواهیم از یک رابطه سرشار از وابستگی بیرون بیاییم با دشواریهای فراوانی روبهرو میشویم؟
اگر دقیقتر نگاه کنیم میبینیم در یک رابطه سرشار از وابستگی آنچه بیش از هرچیز نمود دارد این است که معمولا ما طوری به طرف مقابل وابسته میشویم که یک شخص معتاد به موادمخدر اما آیا هرگونه رابطهای را میتوان نوعی اعتیاد نامید؟ چرا اسمش را عشق ، دوست داشتن زیاد یا احساس تعهد نگذاریم؟!
یکی از مهم¬ترین علل مراجعه افراد به مراکز مشاوره و یا ریشه بسیاری از مشکلات نسل جوان و نوجوان ما درگیر شدن در چنین وابستگی¬هایی است، به کرارت مشاهده شده است که دختر یا پسری به دلیل چنین وابستگی خود را عاشق و متعهد به طرف مقابل معرفی می¬کند، و یا زوجینی که صرفا به یکدیگر وابسته اند و نه عاشق یکدیگر، و زمانی که می¬ بایست به هر دلیلی از این رابطه بیرون بیایند می گویند زندگی بدون او بی معنی است و با ماندن در این رابطه متحمل سختی ها و شکست های زیادی خواهند شد و یا بعد از جدایی به افسردگی، اضطراب و ..........مبتلا می شوند.
اغلب اوقات در یک رابطه اعتیادی ، عشق و تعهد فراوانی وجود دارد اما برای آنکه عشق و تعهدی وجود داشته باشد باید کسی بتواند دیگری را آزادانه انتخاب کند ولی یکی از نشانههای اعتیاد در این است که اغلب میلی اضطرارآمیز در کار است که آزادی و حق انتخاب رامحدود می کند؛ یعنی قدرت انتخاب و تصمیمگیری را از شخص می گیرد ، حال آنکه در یک ارتباط سالم ناشی از عشق ما حق انتخاب داریم و با استفاده از قدرت تفکر و تعقل خود میتوانیم تصمیم درست بگیریم.
اما در یک رابطه غلط توام با وابستگی بیش از حد ، وقتی خود شخص میداند ادامه ارتباط به نفع او نیست بازهم ادامه میدهد زیرا احساس میکند باید این شخص را حفظ کند و به او وابسته باقی بماند حتی اگر این رابطه برایش مخرب باشد.
بنابراین اولین نشانه وجود یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی خصوصیت اضطرار گونه آن است ، نشانه بعدی وحشتی است که در شخص وجود دارد مبادا اینکه طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد.
افراد معتاد اگر ندانند مواد مخدر خود را چگونه تهیه کنند وحشتزده می شوند یا سیگاری ها وقتی در جایی قرار می گیرند که آنجا کشیدن سیگار ممنوع است ناراحت می شوند ، همچنین افرادی هم که در یک رابطه غلط اعتیاد گونه قرار میگیرند از فکر اینکه این رابطه قطع شود احساس وحشت میکنند.
نشانه بعدی یک رابطه اشتباه این است که بعد از قطع ارتباط احساسی از پیروزی و آزادی به شخص دست می دهد.
در واقع خواه کسی به مادهای مخدر معتاد باشد یا به یک شخص ، اساس تمام این واکنشها شباهت فراوانی به یکدیگر دارند و آن این است که همه این افراد احساس کامل نبودن و پوچی می کنند و اغلب ناامید و اندوهگینند.
نوع ارتباط : به احتمال زیاد در هر رابطه عاطفی عضوی از اعتیاد وجود دارد و این به خودی خود چیز بدی نیست و برعکس می تواند رابطه را مستحکمتر هم بکند زیرا هیچکس آنقدر کامل و قوی نیست که نیازی به ارتباط با شخص دیگری نداشته باشد اما یکی از نشانههای رابطه خوب این است که ما را با بهترین شرایط خود در تماس نگه می دارد.
آنچه سبب میشود رابطهای شکلی اعتیادگونه به خود بگیرد این است که احتیاج به طرف مقابل تبدیل به یک نیروی کنترل کننده می شود و اجبار و اضطراری به وجود میآورد که شما را از چندین آزادی اصلی و ضروری محروم میکند ؛ آزادی در بهترین حد قرار گرفتن در رابطه ، آزادی دوست داشتن دیگران از طریق انتخاب و تعهد و پایبندی توام با علاقه و توجه و نه اینکه تحت تاثیر وابستگی خود در شرایط فشار و اضطرار قرار بگیرید و همچنین آزادی انتخاب در این باره که آیا شخص میخواهد در این رابطه باقی بماند یا نه !
بحث ادامه دارد...
نویسنده:
سرکارخانم صانعی