
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»(حجرات 12)
" اى کسانى که ايمان آوردهايد...! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضى از گمانها گناه است...".
دو محور اصلي و بسيار مهم هر رابطهای بخصوص در زندگی مشترک اعتماد و احترام است. اگر هر کدام از اين دو محور آسيب ببیند، ممکن است رابطه به طور کامل از بین رود. در حقيقت اين دو مورد خط قرمزهايی هستند كه نبايد از آنها عبور كرد. شک بی مورد و زیاد به همسر که این روزها گریبانگیر بسیاری از روابط شده،یکی از آفات بزرگ زندگی زناشویی است که میتواند هم احترام و هم اعتماد را از بين ببرد، ادامه و بقای زندگی مشترک بين زوجين را تهديد کند و زمینه ای باشد برای از هم پاشیدن یک خانواده و چندین زندگی.
- اساسا چرا همسران به یکدیگر شک میکنند؟
شاید علت اولیه و مهم آن را بتوان در ترس و نگرانی جستجو کرد.متأسفانه ترس و نگرانيهايی كه امروزه وجود دارد اصل زندگی را نشانه گرفته است.ترس از اينكه مبادا با فرد دیگری حرف بزند.مبادا از فرد دیگری خوشش بیاید و دهها مبادای دیگر.این مباداها تبدیل به نگرانی میشوند و این نگرانیها سوءظن و افکار منفی تولید میکنند و فرد برای خلاص شدن از شر این افکار،دست به کنترلگری طرف مقابل میزند.
- یعنی شما علت شک و کنترل کردن را درونی میدانید؟
بله،به طور کلی همه کسانی که نسبت به همسرشان شک دارند قبل از هرچیز باید در درون خودشان جستجو و دنبال چاره باشند.در همه ما احساس مالکیت وجود دارد که ریشهاش در ترس از دست دادن است.معمولا وقتی این ترس اتفاق میفتد که نسبت به خودمان شک داریم و یا به عبارت بهتر اعتماد به نفس کافی نداریم.یعنی مثلا شک داریم كه آنقدر خوب و مناسب باشیم كه طرف مقابل حاضر باشد با ما بماند. اگر اطمينان داشته باشیم كه فرد ایدهآلی هستیم که طرف مقابل در کنار ما میماند،نیازی به رفتارهای کنترلگرانه نخواهیم داشت.
- نمیتوان گفت شاید به علت زیاد شدن خیانت،افراد به یکدیگر شک میکنند؟
وجود خیانت در برخی از زندگیها دلیل نمیشود که آن را به زندگی خودمان تعمیم دهیم. اگر تمام فکر و ذهن فرد معطوف به پیدا کردن سند و مدرک برای شیطنت و خیانت همسر باشد، مطمئنا آن را پیدا میکند،چون در نگاه کسی که به همه چیز مشکوک است بالاخره موضوعی، شخصی یا اتفاقی برای برجسته کردن و بزرگ کردن وجود خواهد داشت.اما نکته مهم این است که افرادی که سعی در رفتارهای کنترلکننده دارند،همسرشان را ناخودآگاه به سمت غیر متعهد بودن هدایت میکنند.زیرا شک مداوم باعث رنجش طرف مقابل میشود و این تفکر را به فرد القا میکند که همسرش به او و رفتارهایش اعتماد ندارد و این کار باعث سست شدن روابط آینده خواهد شد.
- منظورتان از غیرمتعهد شدن به خاطر شک و تردید چیست؟
خيلي از مواقع همسران افراد بدبين به آنها خيانت ميکنند،به اين دليل که هر فردی آستانه تحمل مشخصی دارد و به حکم فرار از سختی و رنج ممکن است همان اتفاقی بیفتد که فرد شکاک از آن فرار میکند. یعنی اگر طرف مقابل با وجود تلاش براي ايجاد اعتماد، نتواند محبت لازم را دريافت کند يا به اين زندگي خسته کننده خاتمه میدهد يا ممکن است برای بازیابی آرامش به فرد دیگری علاقه مند شود. بدبينی های مداوم و چک کردنهاي مکرر مانع صميميت و دوست داشتن ميشوند.
- به عنوان سؤال پایانی،چاره این شک و تردید چیست؟
گاهی این شکها ناشی از نوعی بیماری ذهنی به نام سوءظن و بدبینی است،این بیماری در شدیدترین حالت باعث میشود که حتی یک سلام کوتاه به جنس مخالف به شدیدترین شکل ممکن تعبیر و تفسیر شود،در این مورد چارهای به جز درمان رفتار و ذهن بیمار نیست و تلاش کسی که مورد سوءظن فرار میگیرد،به تنهایی راه به جایی نخواهد برد.اما اگر علت در بیماری ذهنی نباشد،توصیه ما این است که افراد به هیچ یک از افکار مزاحمشان اهمیت نداده و تازمانی که دلیل متقن و قانعکنندهای برای مشکوکشدن به همسرشان ندارند،طرف مقابل را متهم نکنند. رفتار كنترلكننده و حساسیتشان را کاهش دهند و حکم یک زندانبان را نداشته باشند.افراد تلاش کنند شخصیت و انتظارات همسرشان را بشناسند،تا با توجه به این شناخت،ترسهایشان کاهش یابد. به جای دنبال کردن یک سوژه یا رفتار غیرعادی در شیوه ی گفتار یا کردار همسر،در مورد نگرانیهایی که دارند یکبار برای همیشه اما بدون تهمت و تهدید و افترا در زمان آرامش صحبت کنند.
اگر زوجین نتوانستند خودشان از عهده حل مسائل مربوط به شک و تردید بربیایند،بهتر است برای پیشگیری از آسیب بیشتر،برای مشاوره اقدام نمایند.
سمیه موسوی
دانشجوی دکتری مشاوره خانواده
مشاور مرکز مشاوره مهرآفرین